حمد الله مستوفى قزوينى

317

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

صبيح « 1 » يزيدى يكى تير خوار * بزد بَر سر و دست آن نامدار سر و دست او را به هم بَربدوخت * رخِ دشمن از كار او برفروخت 290 چو برگشت عبد اللّه « 2 » اندر زمان * يكى تير ديگر زدش بدگمان كه از پشت آمد برون از شكم * شهيد آن سرافراز از اين گشت هم بشد جعفر بن عقيل گزين * كه جويد به مهرش ز بدخواه كين « 3 » ( 316 ) بدانديش تيرى زَدش بر شكم * كه او گشت كشته بدان تير هم « 4 » بشد قاسم ابن حَسن مجتبى * مگر آورد باز آن كينه را 295 چو بود آن پسر آن زمان نارسيد * حسين رفتنِ او پسنده نديد به سوگند از عمّ رضا جست و زود * به جنگ عدو شد دليرى نمود ز جانِ صبيح اندر آن كارزار * برآورد قاسم به مردى دمار يكى مردِ ديگر درآمد زِ پى « 5 » * يكى تيغ زد سخت بر فرق وى زِ سر تا به دوشش به دو پاره گشت * بدين زخم آن نامور درگذشت 300 ز مهرش به كين چار فرخنده عمّ * برفتند مانند فيلِ دژم چو عبّاس و عبد اللّه نامور * چو عثمان و چون جعفر پُرهنر مَر آن مرد را زود كُشتند زار * زِ دشمن تنى چند هم خوار خوار بدانديش بگرفتشان در ميان * بديشان رسانيد از اين كين زيان از آن چار نامى برادر به جنگ * زمين گشت همرنگ پشتِ پلنگ « 6 »

--> ( 1 ) ( ب 288 ) . « منظور ، عمرو بن صبيح صدايى » . ( 2 ) ( ب 290 ) . : عبد اللّه بن مسلم بن عقيل . ( 3 ) ( ب 292 ) . مادرش ، امّ البنين دختر شقر بن هضاب » . ( 4 ) ( ب 293 ) . عبد اللّه عزره خثعمى ، نيز تيرى به جعفر بن عقيل بن ابى طالب انداخت و او را كشت . ( طبرى 7 / 3053 ) مصراع دوم : بدان نيز هم . ( 5 ) ( ب 298 ) . : عمرو بن سعد بن نفيل ازدى . ( 6 ) ( ب 304 - 301 ) . هانى بن ثبيت حضرمى به عبد اللّه بن على بن ابى طالب حمله برد و او را كشت . پس از آن به جعفر بن على حمله كرد و او را نيز بكشت و سرِ او را بياورد . خولى بن يزيد اصبحى تيرى به عثمان بن على انداخت ، پس از آن يكى از بنى اياد بن دارم به او حمله برد و خونش بريخت و سر او را بياورد و يكى ديگر از بنى اياد بن دارم به محمد بن على بن ابى طالب حمله برد و او را بكشت و سرش را بياورد . ( طبرى 7 / 3056 ) و عباس بن على بن ابى طالب را ، زيد بن رقاد جنبى با حكيم بن طفيل سنبسى كشتند . ( طبرى 7 / 3083 )